داستان کودکانه

لطفا منتظر باشید ...
پنهان کردن پلیر
صوت تبیان بارگذاری صوت
آلبــــوم
تک فایــــل
ویدئوهــــا
تعداد نتایج : 939
خرگوش زرنگی بود که می توانست از باد هم تندتر بدود. خرگوش فکر می‌کرد که هیچ حیوانی به پایش نمی‌رسد. برای همین خیلی مغرور شده بود. خرگوش به جز لاکپشت با همه مسابقه داده بود. یک روز لاکپشت به خرگوش پیشنهاد داد تا با او مسابقه بدهد..
12':49''
130
0
خارپشت و شترمرغ در مزرعه با هم زندگی می کردند. اما شترمرغ، خارپشت را مسخره می کرد. شترمرغ خیلی به خودش مغرور بود. او فکر می کرد از خارپشت خیلی سریع تر و قوی تر است. ولی خارپشت قبول نمی کرد. خارپشت به شترمرغ پیشنهاد کرد تا فردای ان روز باهم مسابقه بدهند. دوستان شترمرغ همه جمع شده بودند تا شترمرغ را تشویق کنند اما دوستان خارپشت اصلا دیده نمی شدند ...
10':32''
76
0
روزی و روزگاری بود جنگل و سبزه زاری بود جنگلی که توی دلش هزار هزار پرنده داشت گنجشک و سار و قمری داشت تا چرنده داشت خزنده داشت حیوانات درنده داشت ببر و پلنگ و شیر و گرگ آهوهای دونده داشت قورباغه ها قورقورقورقور غارغار زاغی و کلاغ گنجشک ها جیک و جیک و جیک ...
12':03''
88
0
زن دهقان با همسرش در کنار پسر کوچک شان زندگی می کردند. در یک مزرعه کوچکی دهقان جوانی با زن و پسرش زندگی می کردند. آنها از زندگی شان راضی بودند تا اینکه یک روز که دهقان به خانه اش بر می گشت زن و شوهری را دید که خیلی پیر بودند و با آنها تا نزدیکی ده رفت. دهقان وقتی از آنها جدا شد خیلی ناراحت بود. دهقان به پیری خود و همسرش فکر می کرد ...
09':11''
147
0
برفک، روی ابرها نشسته و دارد به خواهر و برادرهایش فکر می کند. ابرهای سفید آسمان را پوشانده بودند و هوا خیلی سرد شده بود. برفک، روی ابرها نشسته بود و با برادرش برفی حرف می زد. آنها از بالا ،پایین را نگاه می کردند. آنها دوست داشتند هر چه زودتر به زمین بروند. مثل بقیه خواهر و برادرهای شان ...
10':03''
199
0
دندان مصنوعی پیرزن از دهانش به بیرون پرتاب شد و شروع کرد به گاز گرفتن دیگران. دندان مصنوعی لثه های پیرزن را اذیت می کرد. یک روز عطسه ای کرد و دندان های مصنوعی او از دهانش به بیرون پرتاب شد و رفت توی حیاط. پیرزن دید که دیگر لثه هایش درد نمی کنه و خیالش راحت شده بود. اما دندان مصنوعی شروع کرد به گاز کرفتن دیگران ...
10':51''
101
0
مدتی بود که گل های جنگل آفت گرفته بودند و پژمرده می شدند. زیزی، زنبور زیبا یک روز از لانه اش پر زد و رفت تا با گل های قرمز حال و احوال کند. زی زی دید که گل های قرمز، خالخالی و سیاه شده اند. او همه ی حیوانات جنگل را خبر کرد ...
11':48''
101
0
کتی از هیولا می ترسید. کتی فکر می کرد که هیولا زیر تخت اوست. پیش مادرش رفت و گفت: من می ترسم. هیولا رفته زیر تخت من. اما مادر زیر تخت را نگاه کرد و به کتی نشان داد که هیچ هیولایی زیر تخت او نیست ...
11':26''
66
0
داستان صوتی کودکانه «خونه آرزوها» با صدای خانم «مریم نشیبا»
11':32''
772
0
داستان صوتی دزده و مرغ فلفلی «دزده و مرغ فلفلی از طولانی ترین کتاب های شعر برای خردسالان و کودکان می باشد که نوشته منوچهر احترامی می باشد.منوچهر احترامی متولد ۱۳۲۰ می باشد و از معروفترین کارهای او مجموعه حسنی نگو یه دسته گل بوده که تاکنون میلیونها بار تجدید چاپ شده است.»
10':19''
1282
0
داستان خوشگل کودکانه با عنوان «آقا فیله چه مهربونه!» برای بچه های عزیز و ناز «در جنگل زیبایی همه ی حیوانات با هم زندگی می کنند و به هم کمک می کنند. خارپشت و خرگوش و سنجاب خانه شان نزدیک هم است. یه روز خرگوش زودتر از خواب بیدار شد و کیکی را درست کرد...» تهیه شده در ایران صدا
06':03''
31356
99
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (دو تا شغال، قالب پنیری پیدا کردند. قرار شد که پنیر را به قسمت مساوی بین خودشان، تقسیم کنند. اما روباه، برای پنیر نقشه کشیده است) (تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
04':00''
59781
-1
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (توی یک جنگل زیبا، خانم بزه و بزغاله اش زندگی می کردند. یک روز بزغاله بازیگوش، به دست گرگ افتاد. خانم بزه رفت تا بچه اش رو از دست گرگ نجات بدهد) (تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
05':42''
128932
-1
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (سگ شکارچی، هر روز به مزرعه دهقان می رفت و مزرعه اون رو خراب می کرد. دهقان تصمیم گرفت با روش متفاوتی، جلوی این کار را بگیرد.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
05':33''
36229
74
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (سبزک، قورباغه کوچولویی بود. اون هر روز با دوستانش بازی می کرد.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
05':34''
42166
-1
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (سانتی، کرم کوچولویی بود که وقتی راه می رفت، بقیه حیوانات فکر می کردند او چیزی را اندازه می گیرد!)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
05':58''
34798
60
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (توی جنگل سرسبز، وقتی بهار اومده بود، همه تلاش می کردند که خانه هایشان را تمیز بکنند.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
04':51''
29081
50
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (یک روباه حیله گری بود که کارش خوردن مرغابی ها و گوسفندها بود. اون ادعا می کرد که میتونه آینده رو پیش بینی بکند) (تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
06':33''
98597
106
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (سامیه کوچولو وقتی از مهدکودک اومد خونه، دید که مامانش توی خونه نیست و رفته مسافرت) (تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
06':37''
48411
65
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (جنگل آتیش گرفته بود. همه حیوانات سعی می کردند از جنگل فرار کنند.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
05':55''
15125
-2
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (جنگل قصه ما شلوغ بود. حیوانات زیادی کنار هم زندگی می کردند. اما چند روزی بود که جنگل خیلی کثیف و بی نظم شده بود.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
08':07''
108746
-1
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (پری کوچولو در آسمان هفتم زندگی می کرد. اون می خواست زمین رو ببینه.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
06':09''
39536
-1
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (توی یک کوچه باغ قدیمی، یک کرم کوچولو زندگی می کرد. اون آرزو داشت که همه دنیا رو ببینه. اون نمی دونست که اگه بزرگ بشه، می تونه به آرزوش برسه.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
05':25''
27054
44
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (نادر توی محله شون، هیچ دوستی نداشت. اون هر روز دنبال دوست می گشت. تا اینکه یک روز جلوی در خانه شان، یک پر بزرگ نارنجی دید!)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
05':45''
11718
-1
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (کوکب کوچولو، اسباب بازیهای زیادی داشت اما از بین همه آنها خرس پشمالو را بیشتر از همه دوست داشت.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
04':58''
14475
-1
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (در زمانهای قدیم، خرگوشها بالای درخت زندگی می کردند اما ....)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
04':34''
23235
26
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (توی یک شهر دوری، مردی بود که به دیدن مرد زحمتکشی رفت. مرد زحمتکش، درس بزرگی به او داد.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
14':07''
11774
-2
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (بالای درخت بلندی در یک جنگل سرسبز، لانه یک کلاغ بود. کلاغ کوچولو هر روز از لانه اش بیرون می آمد و با دوستانش بازی می کرد.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
04':10''
11825
12
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (پیرمردی بود که شاگردهای زیادی داشت. شاگردهای پیرمرد هر روز منتظر بودند که پیرمرد به آنها درس بدهد.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
08':07''
8270
6
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (اهالی دهکده می خواستند بدانند که آتش چگونه درست می شود. رییس دهکده برای کسی که بتواند از آسمان آتش بیاورد، جایزه ای در نظر گرفته است.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
12':35''
12570
25
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (گربه کوچک می خواهد برای خودش دوست پیدا کند. او دنبال یک دوست قشنگ می گردد. اما او دچار یک اشتباه شده است.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
04':57''
19776
29
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (در دهکده اسباب بازیها، میمون همه را مسخره می کرد. اما حالا میمون به دردسر افتاده است.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
05':10''
23304
-1
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (پیرمرد و پیرزن، تصمصم گرفته اند که به دیدن دوستشان بروند. آنها بعد از دیدن خانه دوستشان، تصمیم می گیرند که خانه خودشان را بفروشند و خانه ای شبیه خانه دوستشان را بخرند.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
06':32''
11122
7
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (بزغاله قصه ما خیلی بازیگوش بود و همین هم باعث دردسر او می شود. وقتی همه گوسفندان در حال استراحت هستند بزغاله به شیطنت مشغول است و باقی داستان.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
04':52''
22897
-1
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین(خشکسالی همه منطقه را فرا گرفته است. معلم روستا می خواهد کاری بکند کارستان. اما بعضی از ثروتمندان مانع کار می شوند.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
11':39''
8114
8
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (آفتی، مزرعه روستاییان را تهدید می کند. پیرمرد قصه ما می خواهد به آنها کمک کند. او دنبال سم مخصوص این کار می گردد.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
10':12''
7611
6
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (عروسک مهسا مریض شده است. او را پیش دکتر می برند. دکتر می داند که عروسک مهسا چرا مریض شده است. حالا دیگر حال عروسک بهتر شده است.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
04':21''
12808
28
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (پسرک، دیگر بزرگ شده بود و پدرش سه نصیحت عجیب به او می کند!)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
07':30''
8594
-1
0
داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (پسرکی آرامش زندگی اش را از دست داده است و پیرمرد قصه ما راه به دست آوردن آرامش را به او یاد می دهد.)(تولید شبکه ماهواره ای هدهد)
11':03''
7202
7
0
داستان قشنگ کودکانه «مرغابی ها و ماهی ها» تولید شده توسط ایران صدا «کنار رودخانه ای بزرگ چند مرغابی با هم زندگی می کردند. آن ها با ماهی های رودخانه دوست بودند و با هم بازی می کردند تا اینکه روزی...» تقدیم به بچه های نازنین
09':17''
66378
88
0
حکایت زیبای کودکانه « گردش حیوانات در صحرا» تولید شده توسط ایران صدا «در یک روستای سبز و قشنگ مرغی بود با جوجه ی کوچکش زندگی می کردند و مرغابی هم همسایه ی خوب آن ها بود. روزی آن ها به گردش رفتند...» تقدیم به بچه های نازنین
10':47''
32196
-1
0
حکایت زیبای کودکانه «گربه و طوطی» تولید شده توسط ایران صدا «قصه گربه و طوطی که با هم دوست بودند و به خوبی با هم بازی می کردند اما گربه به طوطی طمع کرد و نتیجه کارش رو دید، اما چطور؟! بیاید با هم قصه رو گوش کنیم» تقدیم به بچه های عزیز
06':53''
55925
25
0
حکایت زیبای کودکانه «گاو شیر ده» تولید شده توسط ایران صدا «بهار تازه آمده بود و همه جا داشت سبز می شد. احمد کوچولو به همراه پدر و مادرش به روستایی که پدربزرگش در آن زندگی می کرد رفتند. روزی که احمد کوچولو از خواب بیدار شد به حیاط رفت و دید...» تقدیم به بچه های عزیز
05':39''
35590
22
0
حکایت زیبای کودکانه «کلاغ دوست داشتنی» تولید شده توسط ایران صدا «در این قصه ما بلبلی بود خوش صدا که همه از او و صدای زیبایش خوششان می آمد اما یک کلاغ بدجنسی هم بود که به بلبل حسودی می کرد و...» تقدیم به بچه های عزیز
08':19''
18601
31
0
حکایت زیبای کودکانه «میوه فروش و روباه و گرگ» تولید شده توسط ایران صدا «در روستایی کوچک یک مغازه میوه فروشی بود که صاحب آن پیرمرد مهربانی بود و پیرمرد گرگی داشت که از مغازه نگهداری می کرد...» تقدیم به بچه های خوب و نازنین
09':30''
56671
25
0
حکایت جالب کودکانه «كدو تنبل جادویی» تولید شده توسط ایران صدا «داستان کدویی است که به دست پسر بچه ای می افتد. پیرزن برای این که بتواند غذا بخرد تور می بافت و تورها را به پسر می داد تا به بازار ببرد و بفروشد. یک روز پسر بچه نتوانست تور را بفروشد و آن قدر ناراحت بود که پیرمردی متوجه او می شود و به اوکدو تنبل می دهد و تورش را می گیرد...» تقدیم به بچه های خوب و نازنین
12':57''
33641
35
0
قسمت اول داستان جالب کودکانه «پسرک حلوا فروش» تولید شده توسط ایران صدا «در زمان های خیلی قدیم مردی بود به اسم شیخ احمد که در شهر خودش به خوبی و خیر خواهی معروف شده بود. او مرد ثروتمندی بود که کم کم ثروتش رابه مردم بخشید...» تقدیم به بچه های خوب و نازنین
10':18''
19951
21
0
قسمت دوم داستان جالب کودکانه «پسرک حلوا فروش» تولید شده توسط ایران صدا «داستان مرد پولداری بود که به مردم کمک می کرد تا روزی که پولش تمام می شود. بعد از این که پولش تمام می شود از مردم پول گرفت تا باز هم به فقیران کمک کند...» تقدیم به بچه های خوب و نازنین
09':54''
15253
11
0
داستان جالب کودکانه «کلاغ شیطون» تولید شده توسط ایران صدا «روی درخت بلندی، روی یک شاخه کلاغ شیطونی لانه ساخته بود. لانه ی کلاغ نزدیک خانه پریا کوچولو بود. بعضی وقت ها پریا با اجازه مادرش برای کلاغ پنیر می گذاشت...» تقدیم به بچه های خوب و نازنین
06':20''
19081
17
0
قسمت اول از داستان جالب کودکانه «کشاورز پیر» تولید شده توسط ایران صدا «پیر مرد زحمت کش و مهربانی در روستا با همسر و هفت دخترش زندگی می کرد. او یک زمین کوچک داشت که هر بار در آن چیزی می کاشت...» تقدیم به بچه های خوب و نازنین
09':43''
11816
19
0

هنرمندان