مظلوم بییاور!
شرم همه چیزی بود که آن روزها یقهام را سفت چسبیده بود و گاهی آنقدر سفت میگرفت که نفسم بالا نمی آمد. داستانی واقعی که سالهای اخیر در کربلا اتفاق افتاد!
نویسنده: نیما اکبرخانی - گوینده: داود حیدری
<iframe src='https://sound.tebyan.net/SoundPlayer/376860' allowFullScreen="true" webkitallowfullscreen="true" mozallowfullscreen="true" height="270" width="480" ></iframe>