رمان دا(23)
قسمت بیست و سوم روایت صوتی «کتاب دا» برگرفته از خاطرات «سیده زهرا حسینی» به روایت رویا تیموریان؛ «راننده از خلوت بودن جاده استفاده کرد و توانست سرعت بگیرد، هرچه به ظهر نزدیک می شدیم، آفتاب داغ تر و مستقیم تر می تابید، کمرم خیس عرق شده بودم، دلم یک لیوان آب خنک می خواست...»(13:05)
<iframe src='https://sound.tebyan.net/SoundPlayer/118872' allowFullScreen="true" webkitallowfullscreen="true" mozallowfullscreen="true" height="270" width="480" ></iframe>