داستانی شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین استاد «شیخ علی فروغی» به زبان آذری :«سلطان محمود دید چوپانی بسیار زرنگ و با استعداد است. او را به دربار برد و وزیر خودش کرد...»
حکایتی زیبا و شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی» :«ملاقات موسی با چوپانی که عوام بود و بلد نبود با خدا چگونه حرف بزند و می گفت کجایی موهایت را شانه کنم و .... موسی تشری زد که چرا کفر می گویی؟ دل چوپان شکست و ...»
حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «شیخ علی فروغی» به زبان آذری: «چوپانی که گوسفندان رسول خدا(ص) را به چرا می برد، در صحرا لباسش را در می آورد. روزی رسول خدا(ص) او را دید و فرمود از این به بعد دوست ندارم برایم کار کنی چون ادب را مراعات نکردی و در محضر خدا بی ادبی کردی»
سرود زیبای «چوپان مهربان» تقدیم به کودکان شاد و پرنشاط ایرانی (صدای نی میاد از اون دور دورا؛ چوپان مهربون میره به صحرا؛ جیرینگ جیرینگ بزغالههای شیطون؛ صف میکشن خوشحال و شاد و خندون؛ هو هو، چی چی، میکنن برهها؛ قطار میشن میرن به سوی صحرا؛ گرگ سیاه و ناقلا؛ قایم شده تو چمنا؛ با دندونای تیزش؛ چشمای خیلی ریزش؛ گرگ بلا گرسنشه یه ذره؛ دوست داره نوش جان کنه یه بره؛ چوپان مهربون ولی زرنگه؛ با گرگه ناقلای بد میجنگه؛ چوبش رو محکم میگیره تو دستش؛ میچرخونه توی هوا رو دستش؛ گرگ بلا بازم فراری میشه؛ صحرا پُر از خنده و شادی میشه)