قسمت دوم نمایش رادیویی «یـپرم»: سرگذشت یکی از نامداران، برجستگان انقلاب مشروطیت مردی به نام یپرم. مردی که با تمام مشکلات و سختیها جنگید و سپاه آزادمردان را رهبری کرد و در همین شهر یعنی تهران غول استبداد را به زانو در آورد.(23:45)
قسمت سوم نمایش رادیویی «یـپرم»: یپرم خان در سن 22 سالگی در مرز قفقاز بوسیله سربازان روسیه تزاری دستگیر شد. او به 24 سال تبعید در جزیره ساخارین محکوم شد. او پس از مدتی از آنجا فرار کرد. یپرم و همراهش در راه با دستهای گرگ روبرو شدند.(25:48)
قسمت چهارم نمایش رادیویی «یـپرم»: آنها در این راه به قبیلهای وحشی برخوردند. همراه یپرم در راه مریض شد. او برای پیدا کردن غذا به دنبال شکار رفت. گوزنی زخمی را پیدا کرد. رفیق یپرم تب داشت.(23:49)
قسمت پنجم و پایانی نمایش رادیویی «یـپرم»: یپرم و دوستش خود را به ساحل خزر رساندند. و از آنجا عازم تبریز شدند. یپرم در سلماس آذربایجان مشغول کار شد. با دختری به نام آناهید ازدواج کرد. عازم رشت شد و به مبارزاتش ادامه داد و با دشمنان مشروطه جنگید.(33:18)