شانههای «آیت الله مجتبی تهرانی» به وضوح میلرزید، با صورتی خیس و صدایی غمناک گفت: «از همهتان تقاضا میکنم من را هم دعا کنید. تعارف نمیکنم و جدی میگویم. من محتاج دعای شما هستم.» این را که گفت، صدای هقهقش بلند شد...(1:45)
تاریخ، گاه انسانهایی به خود دیده که اگرچه مانند همه آدمیان، از خاک بودهاند ولی روحی دگرگونه داشتهاند؛ اما مشکل اینجاست که این آدمیان را چگونه باید روایت نمود؟