"داستان راستان با صدای سید جواد هاشمی "خوابی كه ديده بود او را سخت به وحشت انداخته بود . هر لحظه تعبيرهای وحشتناكی به نظرش میرسيد . هراسان به حضور امام صادق(ع)آمد.." (1:41)
کتاب صوتی داستان راستان با صدای سید جواد هاشمی " شخصی باهيجان و اضطراب، به حضور امام صادق(ع) آمد و گفت: درباره من دعايی بفرماييد تا خداوند به من وسعت رزقی بدهد ، كهخيلی فقير و تنگدستم... (00:55)
داستان راستان با صدای سید جواد هاشمی "سفيان ثوری بر امام صادق وارد شد . امامرا ديد جامعهای سپيد و بسيار لطيف مانند پرده نازكی كه ميان سفيده پوشيده است . به عنوان اعتراض گفت : " اين جامه سزاوار تو نيست امام فرمودند..." (23:00)
داستان راستان با صدای سید جواد هاشمی "امام صادق(ع) با بعضی از اصحاب برای تسليت به خانه يكی ازخويشاوندان میرفتند ، در بين راه بند كفش امام صادق ( ع ) پاره شد..." (1:08)
"داستان راستان با صدای سید جواد هاشمی ""شب بود و هوا بارانی و مرطوب . امام صادق تنها و بيخبر از همه كسان
خويش ، از تاريكی شب و خلوت كوچه استفاده كرده ، از خانه بيرون آمد وبه طرف " ظله بنی ساعده " روانه شد . از قضا..." (2:52)
داستان راستان با صدای سید جواد هاشمی "امام صادق (ع) جامه زبر كارگری برتن ، و بيل در دست داشت ، و در بوستان خويش سرگرم بود . چنان فعاليت كرده بود كه سرا پايش را عرق
گرفته بود .در اين حال ، ابوعمر و شيبانی وارد شد ، و امام را در آن تعب و رنج
مشاهده كرد..." (1:01)