عاقد همینطور که داشت خطبه رو میخوند، لابهلای جمعیت، چشمم خورد به یه آدم با شلوار شیشجیب، با کاپشن خلبانی و یه کلاه مشکی که تا ابروها کشیده بود پایین. چقدر شبیه عباس بود. چشمام زوم شد رو صورت و هیکلش.
نویسنده: یاشار عبدالحسینزاده
گوینده: احمد هاشمی
صدای ما را از مارپیچ خونین در اعماق تاریک تاریخ میشنوید، جایی که فریادها داستان ما را روایت میکنند
نویسنده: یاشار عبدالحسینزاده
گویندگان: احمد هاشمی، نگین خامسی
پاسخ «حجت الاسلام والمسلمین رضا محمدی» به این پرسش که «چگونه پیامبر اکرم(ص) در زمان فوت حضرت رقیه برای ایشان دعا نموده است درحالیکه در آنزمان هنوز حضرت رقیه متولد هم نشده بود؟» منبع: رادیو سراسری معارف
قطعه طنز آمیز و خنده دار با موضوع «تقویم تاریخ بعد از این: هفتاد سال بعد یکی از مسولان گفت که مدتی است اختلاس صورت نگرفته است!» برنامه رادیویی «جمعه ایرانی»
پاسخ «حجت الاسلام والمسلمین رضا محمدی» به این پرسش که «دین اسلام که دین حق و دین رافت و رحمت است، چرا در حمله مسلمانان و اعراب به ایران اینهمه جنایت اتفاق افتاده است؟» منبع: رادیو سراسری معارف
دومین قسمت از سلسله سخنرانی های استاد حاج شیخ حسین انصاریان دهه محرم 1394 در حسینیه آیت الله علوی تهران:
نماز یک اسمش ذکر است، اقم الصلاة لذکری، اگر میخواهید ذکر بگویید نماز من را بخوانید، در سوره طه است در سوره روم میگوید اما ای ذکر باید اینگونه باشد ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر، این نماز شما باید شما را از همه گناهان آشکار و پنهان بازبدارد، اگر بازنداشت ذکر نیست، نماز هم نیست
پاسخ «حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدی» به دو پرسش که «چرا تاریخ ولادتها و وفیات اهلبیت(علیهم السلام) دقیق نیست؟ و چرا در بین فقها در برخی موضوعات فقهی اختلاف وجود دارد؟» منبع: رادیو معارف
نواهنگی زیبا و آموزنده از بیانات «مرحوم علامه محمد تقی جعفری» درباره «شایدها و احتمالات در تاریخ و پذیرش عقلانی آن»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)(2:05)
نواهنگی زیبا و آموزنده از بیانات «مرحوم علامه محمد تقی جعفری» درباره «شایدها و احتمالات در تاریخ و پذیرش عقلانی آن»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)(2:05)
بیانات حجت الاسلام و المسلمین «محسن قرائتی» در برنامه «درس هایی از قرآن» پیرامون «نقش والدین، معلم، مردم، جامعه، تاریخ و مسئولین در تربیت». در تاریخ 1359/05/15
قسمت سوم نمایش رادیویی «یـپرم»: یپرم خان در سن 22 سالگی در مرز قفقاز بوسیله سربازان روسیه تزاری دستگیر شد. او به 24 سال تبعید در جزیره ساخارین محکوم شد. او پس از مدتی از آنجا فرار کرد. یپرم و همراهش در راه با دستهای گرگ روبرو شدند.(25:48)
قسمت چهارم نمایش رادیویی «یـپرم»: آنها در این راه به قبیلهای وحشی برخوردند. همراه یپرم در راه مریض شد. او برای پیدا کردن غذا به دنبال شکار رفت. گوزنی زخمی را پیدا کرد. رفیق یپرم تب داشت.(23:49)
قسمت پنجم و پایانی نمایش رادیویی «یـپرم»: یپرم و دوستش خود را به ساحل خزر رساندند. و از آنجا عازم تبریز شدند. یپرم در سلماس آذربایجان مشغول کار شد. با دختری به نام آناهید ازدواج کرد. عازم رشت شد و به مبارزاتش ادامه داد و با دشمنان مشروطه جنگید.(33:18)