شعر « بیداد رُفت لاله ی بر باد رفته را/ یا رب خزان چه بود بهار شگفته را/ هر لاله ای از دل این خاکدان دمید/ نو کرد داغ یاران ماتم رفته را » از دیوان اشعار مرحوم شهریار تبریزی (2:56)
شعر « جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را / نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را/ کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم / به دنبال جوانی کوله بار زندگانی را» از دیوان اشعار مرحوم شهریار تبریزی (2:33)
دکلمه اشعار پروین اعتصامی «بارید ابر بر گل پژمردهای و گفت/ کاز قطره بهر گوش تو آویزه ساختم/ از بهر شستن رخ پاکیزهات ز گرد/ بگرفتم آب پاک ز دریا و تاختم» (1:20)
دکلمه اشعار پروین اعتصامی «بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت/ سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت/
مهر بلند، چهره ز خاور نمینمود/ ماه از حصار چرخ، سر باختر نداشت» (1:38)
دکلمه اشعار پروین اعتصامی «روزی گذشت پادشهی از گذرگهی/ فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست/ پرسید زان میانه یکی کودک یتیم/ کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست» (1:21)
دکلمه اشعار پروین اعتصامی «با دوک خویشن، پیرزنی گفت وقت کار/ کاوخ! ز پنبه ریشتنم موی شد سفید/ از بس که بر تو خم شدم و چشم دوختم/ کم نور گشت دیدهام و قامتم خمید» (2:50)
دکلمه اشعار پروین اعتصامی «
تا بکی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبر/ ریختن از بهر نان از چهر آب ای رنجبر/ زینهمه خواری که بینی زافتاب و خاک و باد/ چیست مزدت جز نکوهش یا عتاب ای رنجبر» (2:11)