ناصر رفیعی

لطفا منتظر باشید ...

پنهان کردن پلیر

همراه اول
کلینیک ایران نوین
شهرداری-خودرو

جدیدترین ها

ناصر رفیعی
ناصر رفیعی

بیوگرافی

حجت الاسلام و المسلمين ناصر رفيعي محمدي در سال ۱۳۴۴ در شهر مقدس قم در خانواده‌اي مذهبي متولد شد. تحصيلات ابتدايي، راهنمايي و متوسطه را در اين شهر گذرانده و در سال ۱۳۶۲ موفق به اخذ ديپلم در رشته علوم تجربي از دبيرستان صدوق شد. 
در سال‌هاي انقلاب شكوهمند اسلامي در جنبش دانش آموزي و جلسات مذهبي سياسي با پخش اعلاميه و شركت در تظاهرات در حد اقتضاي سن نوجواني شركت داشت. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيز با حزب جمهوري اسلامي شاخه دانش آموزي همكاري مي‌نمود. در سال ۱۳۶۲ با اخذ ديپلم وارد حوزه مقدسه قم شد. طي ۵ سال دوره سطح را تا پايان كفايه به اتمام رسانده و كليه امتحانات آن را با موفقيت گذراند و در پايه پنجم از امتحانات با كسب رتبه اول در آزمون شوراي مديريت حوزه، يك دوره بحارالانوار از حضرت امام خميني (ره) به عنوان جايزه دريافت نمود. 
دروس سطح را نزد اساتيدي چون آيات عظام وجداني فخر، اعتمادي، پاياني، دوزدوزاني، صلواتي، راستي، كاشاني و ستوده تلمذ نمود. از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ در دروس خارج آيات عظام فاضل لنكراني، مظاهري و صانعي شركت داشت. 
همچنين ضمن گذراندن دروس اصلي حوزه، دروس جنبي را نيز نزد اساتيد متعددي خواند. به عنوان مثال فلسفه (نهايه الحكمه) را نزد استاد آيت الله صالحي مازندراني (ره)، علوم قرآن را نزد آيت الله معرفت، شرح تجريد را نزد آيت الله استادي، تفسير را نزد آيت الله جوادي، رجال را نزد آيت الله سبحاني تلمذ كرد. 
در سال‌هايي كه به دروس حوزه مشغول بود موفق به اخذ ليسانس الهيات از دانشكده باقر العلوم و فوق ليسانس از دانشگاه قم گرديد و در سال ۱۳۷۳ با قبولي در آزمون دكتري در رشته علوم قرآن و حديث در تهران مشغول تحصيل در اين دوره شد. سال ۱۳۷۷ با دفاع از رساله موفق به اخذ دكتري با رتبه عالي گرديد. 

آلبــــوم

تک فایــــل

مجمــــوعه ها

ویدئوهــــا

تعداد نتایج : 361

نواهنگ شنیدنی و گوشنواز از سخنان «حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی» با موضوع «روش یاری نمودن امیرالمومنین امام علی(علیه السلام)»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

01':35''

224

0

/Play/249431/یاری-کنید

نواهنگ زیبا و طنزگون از سخنان «حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی» درباره «نکوهش غرور با ذکر داستانی واقعی از یک اتفاق عجیب در یک جلسه عمومی!»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

02':43''

2234

3

0

/Play/247670/غرور-روضه!

نقل ماجرایی تاریخی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«وزیر معتصم عباسی یک خانه بلندی ساخت که مشرف به خانه های مردم بود و از آنجا به ناموس مردم چشم چرانی می کرد تا اینکه محبت دختری که در عقد دیگری بود به دلش افتاد و با زود و فریب و شاهد دروغین آن دختر را تصاحب کرد ولی پدر دختر به معتصم شکایت کرد و معتصم وزیر و شاهد های دروغین را اعدام کرد»

04':26''

6648

5

0

/Play/246346/عاقبت-یک-لحظه-چشم-چرانی

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«گربه ای یک زنی را اذیت می کرد. آن زن گربه را زندانی کرد تا از گرسنگی مرد. خبر به رسول خدا (ص) رسید و خیلی ناراحت شدند و فرمودند در قیامت این زن را در جهنم به همین صورت عذابش خواهند کرد»

00':33''

340

0

/Play/246344/کیفر-حیوان-آزاری

حکایتی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«شخص متدینی بود که با پیامک و شبکه مجازی با دختری آشنا شد و بعد از رفاقت و رابطه نزدیک، مادر دختر در خانه آنها را دید و ... »

03':18''

1978

0

/Play/246342/پیامکی-که-منجر-به-دو-قتل-شد

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«در روایت آمده که شخصی را به سوی جهنم می برند ولی تند تند به پشت سرش نگاه می کند و منتظر چیزی است. وقتی ملائکه می پرسند چه کار داری؟ می گوید یاد آیات رحمت قرآن افتادم که خدای متعال همه گناهان را می بخشد و الان منتظر رحمت و مغفرت او هستم. خدای متعال می فرماید او را برگردانید چرا که حسن ظن به ما دارد»

01':49''

1216

0

/Play/246338/نتیجه-حسن-ظن-به-خدای-متعال

نقل داستانی تاریخی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«در اختلاف بین بنی عباس و بنی امیه قاتل یکی از حاکمان بنی عباس که از بنی امیه بود مهمان پسر آن حاکم بود ولی وقتی فهمید مهمانش قاتل پدرش هست بااینکه بسیار غضبناک بود، او را رها کرد »

03':45''

242

2

0

/Play/246335/تکریم-مهمان

ماجرای آموزنده از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«اسحاق بن عمار در مکه امام صادق علیه السلام را دید که حضرت او را تحویل نگرفت وقتی علتش را پرسید حضرت فرمود چرا برای خودت منشی استخدام کردی و خودت را از خدمت مستقیم به مردم محروم کردی؟ عرض کرد ترسیدم شهرت پیدا کنم. حضرت فرمود در خدمت به مردم ریا و شهرت نیست و برو در خانه ات را به روی مردم باز کن و خودت امور مردم را رسیدگی کن»

02':14''

276

0

/Play/246098/ریا-و-شهرت-در-خدمت-به-مردم

حکایتی شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«امام صادق علیه السلام فرمودند یک مومنی در شهری مسلمان نشین بود ولی حاکم و مردمانش به آن مومن اذیت و آزار می رساندند ولی این مومن به یک شهر دیگری که مردمانش مشرک بودند مهاجرت کرد و یک مشرک به این مومن تکریم می کرد و کارهایش را انجام میداد وقتی آن مشرک از دنیا رفت خدای متعال او را در جهنم نسوزاند و به او غذا هم میداد ولی بخاطر شرکش به بهشت هم نبرد»

02':32''

633

0

/Play/246096/پاداش-تکریم-به-مومن

حکایتی تاریخی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» در شان نزول آیه 51 سوره نساء :«ابوسفیان به کعب بن اشرف یهودی گفت من بی سوادم ولی تو کتابهای زیادی خواندی از تو می خواهم بدون تعصب بگویی که آیا ما بر حق هستیم یا محمد (ص)؟ کعب گفت شما دینتان را شرح بدین تا قضاوت کنم. وقتی ابوسفیان از خودشان و مهمان نوازی و ... توضیح داد، کعب گفت شما بر حق هستین و آمد نزد بتهای ابوسفیان در حضور همه سجده کرد و بعد از این جریان آیه 51 سوره نساء در این زمینه بر رسول خدا (ص) نازل شد»

04':43''

231

0

/Play/246087/گفتگوی-ابوسفیان-با-کعب-بن-اشرف

بیان ماجرایی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :«روزی ابوذر به بلال عصبانی شد و حرف بدی به او زد ولی زود پشیمان شد و معذرت خواهی کرد و صورتش را زمین گذاشت و گفت بلال بیا پایت را بذار روی صورتم»

00':49''

200

0

/Play/246085/بد-تر-از-گناه،-توجیه-گناه-است

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «ناصر رفیعی» :« قربان درست است نه قربانی یعنی وسیله ای که با آن به خدا نزدیک می شویم. قابیل بدترین محصول خود را برای قربان کردن انتخاب کرد ولی هابیل بهترین و چاق ترین گوسفند خود را انتخاب کرد تا در راه خدا قربان کند و قربان کردنش قبول شد.»

04':41''

172

0

/Play/246083/بهترین-وسیله-را-برای-قربانی-انتخاب-کن

نواهنگی بسیار زیبا و موعودی از سخنان «حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی» درباره «حضور پررنگ امام زمان، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زندگی روزمره ما و عنایت خاص آن حضرت به شیعیان»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

02':55''

704

2

0

/Play/244269/امام-حاضر

نواهنگی آگاهی بخش و زیبا از سخنان «حجت الاسلام دکتر رفیعی» در نقل داستانی واقعی از زندگی مردی که پای منبر هزاران واعظ نشسته بود(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

01':44''

698

0

/Play/243500/خلاصه-منبرها

نواهنگی زیبا و شنیدنی از سخنان «حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی» پیرامون این نکته که «آشکار کردن یک تار مو به کجا برمی خورَد؟!»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

04':16''

2711

0

/Play/241558/کشتی-در-خطر

نواهنگی دل انگیز و شنیدنی درباره شخصیت حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها) با سخنان «حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

03':02''

3304

0

/Play/236622/کجاست-خدیجه؟

نواهنگی زیبا و شنیدنی درباره مظلومیت جناب ابوطالب(علیه السلام) در بیان «حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی»(تولید اختصاصی بانک صوتی تبیان)

02':03''

3636

0

/Play/236621/ایمان-مکتوم

کلیپ صوتی «بخشش امام حسین علیه السلام» با صدای «حجت الاسلام ناصر رفیعی»؛ «موقع از دنیا رفتن اسامه اندوه او را گرفته بود، و حضرت سید الشهدا بخششی به او نمود که موجب شادی او شد»

01':39''

941

1

0

/Play/233031/بخشش-امام-حسین-علیه-السلام

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «وقتی حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام به منطقه صفین رسیدند دیدند لشکر معاویه راه آب را بستند. حضرت فرمود بروید هر طور شده راه آب را باز کنید. وقتی چاه های آب به دست سپاه امیرالمونین افتاد بعضی ها گفتند آقا شما هم مقابله به مثل کنید و آب را به روی معاویه ببندید. حضرت فرمود...»

02':01''

321

0

/Play/231217/کرامت-علی(ع)-در-صفین

داستانی آموزنده از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «حسین بن ابی علا مدیر کاروان حج بود. چند نفر را جمع می کرد و با خرج خودش به حج می برد. وقتی خدمت امام صادق علیه السلام رسید، حضرت فرمود چرا مومنین را خوار و ذلیل می کنی؟ عرض کرد آقا جان خدا مرا بکشد بخواهم مومنین را ذلیل کنم. حضرت فرمود ...»

02':21''

227

0

/Play/231216/در-خیرات،-به-بقیه-هم-میدان-بده

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «وقتی خبر شهادت امیرالمومنین امام علی علیه السلام به دربار معاویه رسید، معاویه ملعون بسیار خوشحال شد و جشن گرفت و خواننده ای داشت. وقتی دستور داد که خواننده بخواند ولی او نخواند و گفت در شهادت انسان بزرگواری مثل علی نخواهم خواند»

03':45''

355

0

/Play/231215/مطربی-که-در-دربار-معاویه-مرثیه-خوانی-کرد

داستانی آموزنده از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام در جنگ جمل، زبیر را خواست. زبیر با زره و سلاح سوار اسب شد که برود ولی امیرالمومنین بدون زره و بدون سلاح آمد. حضرت نکته ای به او فرمود که زبیر جا خورد و خواست از جنگ برگردد ولی پسرش وسوسه کرد ولی ...»

02':21''

408

0

/Play/231214/عاقبت-زبیر-در-جنگ-جمل

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «شخصی نقل می کند که در ماه روپمضان دم غروب وارد مسجد شدم دیدم پیرمردی نشسته و با نان خشک افطار می کند و به من هم تعارف کرد. من گفتم گرسنه بمانم بهتر از این نان خشک است. آمدم بیرون دو نو جوان را دیدم و گفتم در این شهر غریبم. کسی نیست به من افطاری دهد؟»

01':21''

332

0

/Play/231213/زهد-امام-علی(ع)

داستانی شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «روزی ام ایمن غذای خوبی برای رسول خدا(ص) درست کرده بود. حضرت فرمود ای کاش بهترین بنده خدا و محبوب ترین نزد او بیاید و با من هم غذا شود. انس می گوید دیدیم همان هنگام درب خانه زده شد. در را باز کردیم دیدیم علی است. ولی او را به بهانه ای برگرداندیم. چون دوست داشتیم یکی از انصار باشد....»

01':04''

225

0

/Play/231212/محبوب-ترین-خلق-خدا-نزد-پیامبر(ص)

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «در کتاب الغارات آمده است یک نفر به حضرت امیرالمونین امام علی علیه السلام اعتراض می کند که تا کی صدقه می دهید؟ بس نیست؟ حضرت فرمود اگر بدانم یکی از اینها قبول شده، دیگر صدقه نمی دهم»

00':38''

264

0

/Play/231211/اخلاص-در-عمل

حکایتی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «ابودرداء که از دوستان معاویه بود یک روایتی را نقل می کند که دیدم علی (ع) در نخلستان از دنیا رفت و مثل چوب خشک افتاد به زمین. فورا به منزلش رفتم و به حضرت زهراء(س) گزارش دادم. حضرت فرمود ایشان نمرده اندو از خشیت الهی هر شب به این حال می افتند»

01':22''

388

0

/Play/231210/خشیت-الهی

حکایتی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «علی بن یقطین از اصحاب امام کاظم بود ولی در دربار بنی عباس نفوذ کرده بود. وقتی به یکی از شیعیان بنام ابراهیم جمال بی حرمتی کرد امام کاظم علیه السلام بسیار ناراحت شد و فرمودند تا او را از خودت راضی نکنی از تو راضی نخواهم شد»

01':16''

337

0

/Play/231209/علی-بن-یقطین-و-ابراهیم-جمال

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «معلی بن خنیس یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام بود. ولی داود بن علی که فرماندار مدینه بود او را دستگیر کرد. حضرت پیام فرستاد اگر او را آزاد نکنی تو را نفرین می کنم ولی ...»

01':20''

267

0

/Play/231208/نفرین-امام-صادق(ع)-به-فرماندار-مدینه

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «عمر سعد در جنگ صفین حاضر بود و در حکمیت پیشنهاد داد که پدرش سعد بن ابی وقاص را خلیفه کنند. به مسلم بن عقیل هم خیانت کرد. در کربلا هم آن خیانتها و ظلم ها را کرد...»

02':12''

419

0

/Play/229372/خیانتهای-عمر-سعد

موعظه ای زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «روزی معاویه برای خانه ابو الاسود دولی حلوایی فرستاد. دخترش آنقدر گرسنه بود یک انگشت خواست بخورد که پدرش گفت یک لقمه از این حلوای معاویه باعث می شود محبت امیرالمومنین در وجودت کم شود. آن دختر بسیار زیرک و با تقوا بود. سریع انگشت در گلو کرد و آن حلوا را بالا آورد و یک بیت شعر زیبا سرود ...»

01':26''

370

0

/Play/229371/تقوای-دختر-ابو-الاسود-دؤلی

حکایتی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «شخصی محضر امام صادق علیه السلام نشسته بود که خبر دادند همسرت فرزند دختر زاییده است. چهره اش درهم شد. حضرت فرمود در زندگی خودت تصمیم بگیری بهتر است یا خدا؟ عرض کرد معلوم است؛خدا. حضرت فرمود الان که ناراحت شدی خلاف این نظر را نشان دادی...»

02':04''

349

2

0

/Play/229370/خدا-تصمیم-بگیرد-بهتر-است

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «یحیی کسی بود که مروج آثار اهل بیت بود. او ار دستگیر کردند و آوردند کاخ حجاج بن یوسف ثقفی. حجاج به او گفت چرا حسن و حسین را جزء فرزندان رسول خدا می دانی؟ یحیی گفت از خودم نمی گویم از کتاب خدا می گویم...»

02':02''

263

1

0

/Play/229369/یحیی-و-حجاج-بن-یوسف

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «یکی از اولیاءالله می گوید در مصر بودم و دیدم یک عقرب به سرعت به سمت ساحل رودخانه رفت و سوار لاک پشتی شد و آن طرف ساحل رفت و ماری که داشت جوانی را نیش میزد...»

03':29''

391

2

0

/Play/229368/ماموریت-یک-عقرب

داستانی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «گاهی یک کلمه باعث نابودی انسان می شود. عبید الله بن زبیر روزی در خطبه نماز جمعه از شتر حضرت صالح مطلب می گفت. ولی در بین حرفهایش یک مطلب نامربوطی هم گفت و به شتر قیمت گذاشت. این کلمه بر سر زبانها افتاد و ...»

02':25''

210

2

0

/Play/229367/قیمت-گذاری-ناقه-صالح-توسط-زبیریان

موعظه ای زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «ام ایمن کنیز حضرت زهرائ سلام الله علیها بود. روزی در راه مکه دچار تشنگی شدید شد. دعا کرد و از خداوند متعال طلب آب کرد. دید از آسمان ظرف آبی ....»

00':53''

134

1

0

/Play/229366/کرامت-ام-ایمن

حکایتی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «وقتی هارون به مجلس فضیل عیاض آمد، فضیل از مرگ و قیامت می گفت و موعظه عجیبی می کرد. هارون تحت تاثیر قرار گرفت و گریه کرد. هارون یک وزیری داشت که به فضیل اعتراض کرد این خلیفه است و جایش بهشت است. از بهشت بگو....»

00':55''

188

0

/Play/229365/هارون-الرشید-در-مجلس-فضیل-عیاض

حکایتی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «ابو طلحه انصاری رفت خواستگاری ام سلیم که مادر انس بن مالک بود.

02':28''

142

0

/Play/229362/مهریه-ام-سلیم،-مسلمان-شدن-ابو-طلحه-بود

داستانی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «روزی معاویه گفت اسم فرزندان و نوه هایم را بنویسید برایشان هدیه بدهم. کاتب اسم نوه های دختری را ننوشت. معاویه وقتی اعتراض کرد، کاتب گفت مگر خودت نگفتی حسن و حسین از فرزندان پیامبر نیستند حالا چطور ادعا داری نوه های دختری ات جزء فرزندانت هست؟»

01':02''

96

1

0

/Play/229361/اطلاق-فرزند،-به-نوه-دختری

داستانی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «حارث بن کلده یک پزشک و طبیب معتبری بود. بعد از ازدواج شبی دید همسرش در دل شب خلال دندان می کند. بخاطر همین او را طلاق داد. بعد از طلاق علتش را جویا شد. همسرش گفت ..»

01':45''

249

0

/Play/229311/قضاوت-عجولانه-یک-طبیب-و-طلاق-همسرش

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «هارون الرشید با آل برامکه خیلی مخالف بود و به شدت با هم نزاع داشتند. روزی یک پیرمرد از فضل برمکی مدح می کرد که سربازان هارون او را دستگیر کردند و ...»

04':04''

83

0

/Play/229303/این-هم-از-فضل-برامکه-است

داستانی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «روزی هارون الرشید به تفرجگاهش می رفت برای شکار دید در کنار تفرجگاه یک باغ بزرگ و زیبایی بود که برای یک مجوسی بود. به اطرافیان گفت هرجور شده باید این باغ را از دست صاحبش در بیاریم. نقشه کشیدند که ...»

02':08''

145

1

0

/Play/229302/نقشه-هارون-الرشید-برای-تصاحب-یک-باغ

حکایتی شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «یکی از مهمانان امام صادق علیه السلام بعد از غذا به حضرت جسارت کرده و اعتراض کرد که چرا اینقدر مفصل پذیرایی کردی و ای کاش غذای ساده تری تهیه می کردین؟ حضرت فرمودند...»

02':13''

209

0

/Play/229300/تدبیر-امام-صادق(ع)-با-تدبیر-الهی

حکایتی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «کعب بن سور یآن بود ولی به درخواست عایشه، در جنگ جمل شرکت کرد و هم خودش و هم سه برادرش کشته شدند»

02':30''

119

0

/Play/229296/بی-بصیرتی-کعب-بن-سور

موعظه ای زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «عبدالله بن عمر می گوید به مسافرت می رفتیم در بیابان، تشنه و گرسنه به چوپانی رسیدیم که گله زیادی داشت. از او خواستیم یکی از گوسفندانش را به ما بفروشد ولی او قبول نکرد و گفت به اربابم نمی توانم خیانت کنم...»

01':16''

139

0

/Play/229290/حیای-ذنب

حکایتی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «امام سجاد علیه السلام در حال طواف بودند و عبدالملک مروان وارد شد. یکی از یاران امام سجاد به حضرت عرض کرد شکایت ظلمهای فرماندار مدینه را به او بگین. حضرت فرمود من در حال طواف از خدای متعال شرم دارم حاجت دنیایی بخواهم چه برسد از او بخواهم...»

01':12''

150

0

/Play/229285/شرم-دارم-از-خداوند-حاجت-دنیایی-بخواهم

حکایتی شنیدنی از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «امام حسن مجتبی علیه السلام غذا می خوردند و سگی نظاره می کرد. حضرت یک لقمه خود می خوردند و یک لقمه هم به سگ می انداختند. وقتی یاران حضرت اعتراض کردند که غذا کم است و شما را سیر نمی کند؟ حضرت فرمود از خدای متعال حیا می کنم غذا بخورم و ذی روحی هم مرا ببیند و او را شریک نکنم»

01':12''

101

0

/Play/229276/سخاوت-امام-حسن-مجتبی(ع)

داستانی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «یکی از مشرکان خواست مسلمان شود به او گفتند اسلام، زنا و دروغ و بت پرستی و ربا و ... رو حرام کرده، گفت اشکال ندارد قبول می کنیم ولی تا گفتند شراب هم حرام است شل شد و کافر ماند»

00':46''

82

0

/Play/229272/خطر-اعتیاد-به-شراب

داستانی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «صاحب بن عباد وزیر معزالدولة دیلمی بود که شیعه بود و مرحوم شیخ صدوق کتاب عیون را برای صاحب بن عباد نوشته است. کتاب تاریخ قم را به دستور صاحب بن عباد نوشته اند. بسیار اهل کرم و خدمت به مستمندان بود و خیلی سخی بود»

06':01''

113

0

/Play/229238/صاحب-بن-عباد-وزیر-دیلمی

حکایتی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «بعد از جنگ بدر عمیر بن وهب و صفوان بن امیه طرح ترور رسول خدا را در کنار حجر اسماعیل کشیدند و ولی وقتی عمیر به مدینه رفت، رسول خدا(ص) همه اتفاقات و نقشه هایشان را آشکار کردند »

02':29''

198

0

/Play/229237/طرح-ترور-رسول-خدا-توسط-عمیر-و-صفوان

داستانی زیبا از حجت الاسلام «ناصر رفیعی»؛ «ادیسون می گوید من هرچه دارم از مادرم دارم. در مدرسه منو مسخره می کردن و من مدرسه نرفتم ولی مادرم به من درس داد و منو به اینجا رسوند...»

01':17''

124

0

/Play/229236/ادیسون-و-مقام-مادر