قسمت سی و هشتم روایت صوتی «کتاب دا» برگرفته از خاطرات «سیده زهرا حسینی» به روایت سحر دولتشاهی؛ «روز آمدن رئیس جمهور بنی صدر بود و من بعد از خاکسپاری شهیدان، مجروحانی را به بیمارستان آوردم و مثل همیشه با غرغر پرستاران روبرو شدم، که چرا مجروحان را اینجا آوردید، این مساله خیلی ناراحتم کرد که تصمیم گرفتم...»(13:04)