سید حسین مؤمنی

لطفا منتظر باشید ...

پنهان کردن پلیر

همراه اول
کلینیک ایران نوین
scholl

جدیدترین ها

سید حسین مؤمنی
سید حسین مؤمنی

بیوگرافی

تولد در شب عاشورا…

حجت الاسلام والمسلمین سید حسین مومنی در ابتدای این گفتگو، در بیان زندگی نامه شخصی خود گفت: متولد ۱۳۵۲ هستم؛ محل تولدم تهران، محله شتر داران، در بازار سید اسماعیل است و پس از چند سالی که در تهران حضور داشتم به قم آمدم و در این شهر رشد یافتم.

البته ریشه و اصالت پدری ام به زنجان روستای خویین، بر می گردد؛ ولی از طرف مادری، تهرانی هستیم؛ جد پدری بنده هم روحانی و از سادات شریف بودند، بنده ایشان را درک نکردم چون در روز تاسوعا رحلت کردند و بنده نیز در سالگرد ایشان به دنیا آمدم.

پدر بزرگم از ملازمان آیت الله نجفی بود و همگان او را را به عنوان عالمی صاحب نفس می شناختند، با اینکه ایشان را درک نکردم، ولی با حضور در مقبره او با این بزرگوار ارتباط دارم و از این طریق نیز شخصیت وارسته و عجیب او را درک می کنم.

ریشه طلبگی در خاندان مومنی

مرحوم جد مادری ام نیز با اینکه در مولوی، بازاری بودند، اما همیشه ما را به طلبه شدن تشویق می کردند و ایشان نیز شخصیت موثری در شکل گیری علایق ما در ابتدای این راه بودند.

پدرم نیز روحانی و از طلاب بسیار زحمت کش بود که از قبل از انقلاب اسلامی حضور مستمری در جلسات مذهبی تهران داشت و بعدها به امر امام(ره) برای توقیت روستاهای دورافتاده خدمت کرد، روحانی بسیار مسلط و قوی بود و توجه با تسلطی که به زبان آذری داشت، نقش موثری در تبلیغ روستایی به عهده داشت و در روستاهایی به تبلیغ پرداخت که از حداقل های زندگی محروم بودند و خوشبختانه در این سال‌ها با اخلاص خاصی که به خرج داد، خدمات خوبی در این مناطق انجام داد.

از سال ۱۳۶۵ وارد حوزه های علمیه شدم؛ تحصیلات بنده در آن زمان، مقطع سیکل بود که از آن به بعد، وارد حوزه شده و تحصیلات خود را در علوم حوزوی ادامه دادم.

سالهای مدرسه در قم

البته در سال های حضور در مدرسه نیز اساتیدی داشتم که در روحیه مذهبی شاگردان نسل ما بسیار تاثیر گذار بودند؛ به عنوان مثال معلمی به نام آقای طباطبایی در کلاس اول در مدرسه رزاق پور در چهار راه غفاری، به ما تعلیم می داد، بعدها به جرگه اساتید دانشگاه پیوستند و مطالب ارزشمندی از ایشان فراگرفتم؛همچنین در کلاس پنجم ابتدایی نیز از آقای هاشمی که شخصیتی اخلاقی – دینی داشت، بهره گرفتم؛ در محل هم در جلسات قرآن و تربیتی حاج غلامرضا علی عسکری نیز شرکت می کردم و از ایشان نیز نکات خوبی تحصیل کردم.

ورود به حوزه و اساتیدی که هیچ‌گاه فراموش نمی شوند

وقتی وارد حوزه شدم، اساتید بسیاری در شکل گیری روحیه علمی و طلبگی بنده موثر بودند از جمله استاد پرنده غیبی بود که کل کتاب “مختصر العمالی” و کتاب “حاشیه ملاعبدالله” و کتاب “منظومه حاج ملا هادی” را نزد ایشان تلمذ کردم.

از اساتید دیگری که در عرصه طلبگی دین بزرگی بر گردن من دارند، می توان از مرحوم مهدی زاده بیاتانی نام برد، البته پنج یا شش ماه بیشتر نتوانست از ایشان استفاده کنم، ولی در همین زمان نیز نقش بسیار مهمی بر روی پیشرفت علمی و ادبیاتی من داشت و همیشه خود را مدیون وی دانسته و در ثواب تمام جلساتی که در آن شرکت می کنم، ایشان را شریک کرده ام.

عشق به درس اخلاق در حوزه

در دوران مدرسه نیز انس خاصی با جلسات اخلاق داشتم، در مدرسه از درس اخلاق آیت الله عراقچی همدانی استفاده کردم و پس از آن، درصبح های پنجشنبه در درس آیت الله شب زنده دارد شرکت می کردم و در شب های جمعه نیز در مسجد اعظم و سپس در مدرسه آیت الله گلپایگانی در درس آیت الله العظمی مظاهری شرکت می کردم و از فیض حضور و دروس ایشان بهره مند می شدم؛ در ماه های رمضان نیز از فیض درس و افاضات آیت الله میانجی بهره مند شدم.

در عرصه تحصیلی نیز در دروس سطح از اساتیدی که مدیون آنها هستم، می توان از آیت الله وجدانی فخر نام برد، ایشان نقش بسیاری در رشد معنوی بنده داشت، زیرا وی نسبت به روضه حضرت سیدالشهدا(ع)، عشق زاید الوصفی داشت.

سه استاد تاثیرگذار

اما در عرصه علمی باید از سه استاد نام ببرم که نقش بسیار موثری در ایجاد شوق و ذوق درسی در من داشتند و باعث شدند نشاط علمی خاصی در من ایجاد شود؛ آیت الله حسینی بوشهری، آیت الله محمدی خراسانی و آیت الله آقا محسن دوزدوزانی، کل رسایل، مکاسب و کفایه را نزد آنها تلمذ کردم، ایشان از اساتیدی بودند که نقش مهمی در بالندگی علمی من داشته و در این زمینه نیز خود را مدیون آنها می دانم.

این سه استاد خارج از فضای استاد و شاگردی نیز نقش مهمی در تربیت شاگردان داشتند و خارج از درس نیز نکات بسیاری به طلاب عرضه می کردند که البته این شیوه اصلی تدریس در حوزه است؛در سطح خارج نیز مدتی خدمت آیت الله محمدی خراسانی در درس خارج اصول شرکت کردم و مدت زمانی نیز از درس  آیت الله العظمی وحید خراسانی و آیت الله هاشمی شاهرودی بهره گرفتم.

دوره تدریس بنده نیز از سال سوم طلبگی آغاز شد. پس از فراگیری دروس ابتدایی در مدرسه کرمانی ها، مشغول تدریس شدم؛  پس از آن در مدارس مختلفی از جمله مدرسه علمیه مهدی موعود(عج)، آیت الله صدوقی، ولی عصر(عج) حاجی آباد، مدرسه رسالت تدریس کردم و هم اینک در سطح عالی، درس رسایل و مکاسب را در مدرسه آیت الله العظمی بروجردی تدریس می کنم.

عشق منبر، استاد انصاریان

والد بنده از دیر باز در عرصه منبر حضور داشت، ولی لذت منبر را پای منبر استاد انصاریان درک کردم؛ در محله ای که زادگاه ما در تهران بود در حسینه و پای مبنر و دعای کمیل ایشان بزرگ شدم، از قدیم نیز انسی خاص با نوارهای ایشان داشتم؛ در حقیقت بنده علاقه خاص و عجیبی به سخنرانی  استاد انصاریان و مرحوم کافی داشتم و ذوق و شوق عجیب و رغبت خاص نسبت به حضور در مجالس و گوش دادن به سخنرانی این دو بزرگوار داشتم؛ امکان نداشت در بازار نواری از ایشان باشد و من آن را تهیه نکرده و بارها آن را گوش ندهم؛ هرجا نیز استاد انصاریان در قم و تهران سخنرانی داشتند حضور می یافتم.

در سخنرانی هم سعی کرده ام با بهره گیری از دروسی که در این سالها فرا گرفتم، شیوه خاص خود را داشته باشم؛ با اینکه لحن سخنرانی بنده کمی شبیه استاد انصاریان است ولی نوع ورود و بیان مطالب و استفاده از مطالب و روضه و…شیوه ابداعی است که جمع بین سخنرانی های مختلف است.

با وجود اینکه اشتغالات زیادی دارم، ولی هر روز یک سخنرانی از خطبای کشور را گوش می دهم؛ هر روز ساعت هفت صبح از منزل خارج می شوم، ولی قبل از خروج از منزل از برنامه سخنرانی وعاظ کشور استفاده می کنم و هدفم نیز استفاده از این سخنرانی ها است و نقادانه به آن نگاه نمی کنم.

همیشه سعی کرده ام از منبرهای وعاظ کشور در سطوح مختلف استفاده کنم، زیرا در هر منبر نکاتی قابل استفاده است که استفاده از این نکات، در آینده می تواند کمک خاصی به افزایش توانایی در ارایه مطالب انجام دهد و این منابر جمع بین سلایق و سبک های مختلف است.

منبر و خصلت عرشی و فرشی

در زمینه خطابه دو بخش وجود دارد یک بخش عرشی و دیگری فرشی است؛ در حال حاضر نمی توان گفت؛ خطیب مستغنی از فقه و اصول است و سخنران باید در عرصه اجتهاد دستی بر آتش داشته باشد؛ همیشه به افرادی که در این عرصه حضور پیدا می کنند این توصیه را دارم باید حتما دستی در فقه و اصول داشته باشند که به واسطه اجتهاد در فقه اصول، بتوانند ورود و خروج از مطالب علمی را به بهترین شکل داشته باشند.

در زمینه فعالیت فرشی گذشته از اینکه باید به درس و بحث اهمیت بدهند باید یک دور تفسیر، یک دور نهج البلاغه و یک دور روایت را حتما ببیند، در مرتبه بعد نیز باید یک دور صحیفه سجادیه را مطالعه کنند؛ در ادامه طلاب باید یک دور کتاب های شهید دستغیب(ره) و شهید مطهری(ره) را مطالعه کنند؛ البته این کتب نیز طلاب را از مطالعه سایر آثار مستغنی نمی کند.

ثمره این مطالعات آن است منبری ها هیچگاه در موضوع خود وا نمی مانند و همیشه موضوع منابر خود را به راحتی با یک مرور پیدا می کنند و در هر زمینه و هر مکان و زمانی سخنی تازه وناب دارند که می تواند به بهترین شکل تاثیرگذاری خود را تضمین کند.

در زمینه عرشی نیز اهل منبر باید ارتباطی مستمر با اهل بیت(ع) داشته باشند و از این بزرگان همیشه درخواست کنند فیض ولایی حضرات را همیشه در زندگی و فکر و نفس و روح و بیان و کلام و قلم آنها حس کنند؛ انس و خلوت با خدا و اولیای خدا برای همه طلاب ضروری است و مهمترین عامل رشد معنوی آنها است.

اجازه ندهید منبر برای شما عادی شود

یکی از نکاتی که اهل منبر مخصوصا خطبای جوان باید به آن توجه کنند این است که آنها هیچگاه نباید اجازه دهند منبر به مساله ای عادی مبدل شود؛ یعنی وجود تعدد مجالس برای یک منبری در یک روز و در طول سال نباید اجازه دهد این منابر برای او عادی شود، زیرا ضامن رزق، خداوند است و باید بیش از اینکه به تعدد منابر فکر کنیم، بیشتر به کیفیت و آثاری که در خود و بندگان خدا خواهد گذاشت تفکر کنیم و قطعا اگر این گونه باشد، هر دو وجه را با هم خواهیم داشت.

خلوت و مرور گفته ها پس از منبر

یکی از نکات کلیدی در این عرصه، خلوت بعد از جلسات منبر و وعظ است؛ یک واعظ پس از سخنرانی باید در یک خلوت نشسته و تفکر کند، آیا به آنچه به خلق الله گفته است عمل کرده و می کند یا خیر؛ آیت الله جاودان بیان می کرد، همیشه در خلوت برای خودتان روضه بخوانید باید همیشه از معصومین(ع) استعانت بجوییم و از خداوند متعال بخواهیم در عمل به آنچه می گوییم موفق باشیم، تا تاثیری در سخنان ما ایجاد شود که بتوانیم بیشترین جذب را در این دستگاه داشته باشیم.

یکی از دعاهای بنده همیشه آن است به خداوند عرض کنیم خودتان هرچه فکر می کنید به درد مستعمین ما می خورد را در هان ما گذاشته و با بهترین شکل به مردم منتقل کنیم؛ قطعا اگر مطلب از دل برخیزد کار خود را با دلها خواهد کرد؛ یکی از مهمترین شروط این تاثیرگذاری آن است که باید اهل عمل به آنی باشیم که به دیگران می گوییم؛اگر بخواهیم برای خانه خدا و امام زمان(عج) مشتری جذب کنیم، باید ابتدا خودمان مشتری امام زمان(عج) و خداوند باشیم و کاری کنیم که نظر حضرات را جلب کنیم.

منبر، هنوز بهترین رسانه شیعه است

با پیشرفت علم و تکنولوژی، رسانه های خوبی برای کار تبلیغی ساخته شده، ولی هنوز چیزی نتوانسته جای منبر را بگیرد، زیرا در عمل مشاهده می کنیم هنوز این منبرها پر مخاطب ترین رسانه ها است و هزاران هزار جوان و خرد و کلان در این برنامه ها شرکت می کنند، پس این مساله نشان می دهد، مردم نیز این رسانه را به عنوان یکی از مهمترین رسانه های تبلیغی باور دارند.

برخی می گویند، محوریت از سخنرانی به سمت های دیگری برگشته؛ ولی در کلان شهرها شاهد آن هستیم، مردم بسیاری حضوری مستمر در منبرها دارند؛ در منبرهایی که پس از نماز صبح در اماکن مقدسی چون حرم حضرت معصومه(س) برگزار می شود، شاهد حضور صدها نفر هستیم؛ همچین در مجالسی که شب ها نیز برگزار می شود، شاهد حضور گسترده جوانان در این مراسم ها هستیم با اینکه در رسانه های اجتماعی حضور دارند از حضور خود در این مراسم ها نمی کاهند. قطعا تاثیری که منبر دارد فضاهای مجازی ندارند؛ البته نشستن و دور هم از گفتن از حضرات معصومین(ع) به خودی خود در هر جمعی موضوعیت دارد منافاتی با کار تبلیغ مجازی ندارد، ولی اینکه کار منبر را تعطیل کنیم و هم و غم خود را در فضای مجازی بگذاریم درست نیست.

استقبال مردم در بلاد خارجه، دلیلی بر اهمیت امروز منبر

سخنرانی هایی که در کشورهای اروپایی انجام شده و استقبال خارق العاده ای که از این جلسات به عمل می آید، نشان دهنده آن است با وجود این همه ابزارآلات رسانه ای و شبکه های اجتماعی و جامعه پیچیده غربی بازهم این منبر است که توانسته در این میانه بیشترین تاثیرگذاری را داشته باشد.

اهمیت حسن معاشرت منبریون سرشناس با مردم

یکی از اصولی که افراد شاخص در عرصه های دینی از جمله اساتید حوزه و واعظان و… باید رعایت کنند، اصل معاشرت با مردم است؛ زیرا این حسن معاشرت از سیره اهل بیت(ع) است؛ حوزویان نیز که لباس ائمه(ع) را بر تن کرده اند باید این اصل را رعایت کنیم؛ ولی این نکته نیز باید از سوی مردم مورد ملاحظه واقع شود که ممکن است شرایط و حالاتی ایجاد شود روزی این افراد حال و وضع خوبی نداشته و تحت فشارهای روحی وجسمی و شغلی باشند؛ پس همیشه نمی توان انتظار داشت که آنها در بهترین حالت خود باشند و بتوانند این معاشرت را در بهترین حالت خود انجام دهند.

وی گفت: اصل و مبنا بر معاشرت با مردم و سعه صدر و همچنین پاسخگویی به سوالات مردم است، ولی برخی افراد نیز ممکن است ملاحظه این حالات را نکرده، مباحثی را بیان کنند که جو و فضای منفی را به شکل غیر منصفانه ای ایجاد کنند.

آلبــــوم

تک فایــــل

مجمــــوعه ها

ویدئوهــــا

تعداد نتایج : 86

حکایتی زیبا از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی» :«جوان یتیمی بود که شبانه روز فقط دو ساعت می خوابید و بقیش را در نانوایی کار می کرد تا پولی را که در میاورد هم خرج مادر و خواهرش را در بیاورد و هم برای زیارت کربلا پس انداز می کرد.»

01':10''

4880

1

0

/Play/246349/به-عشق-کربلا

ماجرای آموزنده از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی» :«علی بن مهزیار اهوازی بعد از بیست بار حج بجا آوردن مشرف به دیدار حضرت ولیعصر(عج) شد. وقتی به دیدار مشرف شد، حضرت گلایه کردند که ای پسر مهزیار چرا دیر آمدی، علی بن مهزیار عرض کرد آقا جان بیست سال است دنبالتان هستم. حضرت فرمود نه. آمدی ولی موانع را کنار نزدی»

01':28''

2705

0

/Play/246347/علی-بن-مهزیار

کلیپ صوتی سخنان «حجت الاسلام سید حسین مومنی» پیرامون «کسی که نماز را سبک بشمارد آثاری برایش می رسد که در حدیثی از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بیان می شود...»

07':01''

875

1

0

/Play/238330/شش-آفت-سبک-شمردن-نماز

کلیپ صوتی «شناخت امام حسین علیه السلام» با صدای «حجت الاسلام سید حسین مؤمنی»؛ «توصیه ای که پیامبر صلی الله و آله برای شناخت امام حسین علیه السلام»

01':44''

1165

4

0

/Play/233036/شناخت-امام-حسین-علیه-السلام

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «با مادر سه شهید هم سفر زیارت کربلا بودیم. برادر شهید در بین الحرمین نقل می کرد که وقتی جنازه برادر اول و دوم را آوردند ... داغ سه شهید را دیدم ولی خم به ابرو نیاوردم ولی در جریان کوی دانشگاه وقتی بغض گلوی رهبر عزیزمون رو دیدم، دلم شکست»

02':31''

60

0

/Play/231097/داغ-دل-مادر-سه-شهید

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «هر وقت مشکلی داشته باشید سر قبر شهدا بروید و شهدا را در خانه اهل بیت علیهم السلام واسطه قرار بدین . اهل بیت را هم واسطه برای خدا. ببین مشکلت حل میشود یا نه؟»

01':19''

70

0

/Play/231096/شهدا-زنده-اند

داستانی آموزنده از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «رحمت الله صادقی یکی از مادحین اهل بیت علیهم السلام بود که این جریان را نقل می کرد که رفیقی داشت که شهید شده بود وقتی جنازه اش را از منطقه آوردند، دختری داشت که دل همه را خون کرد. جمجمه باباش رو به سینه چسبونده بود و ...»

03':31''

35

0

/Play/231093/دست-بابا-چقدر-مهربونه!

داستانی زیبا از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «شهید سید محمد رضا دستوریان یکی از جوانان عاشق شهادتی بود که وقتی ازش می پرسیدند چرا موقع خواب، تشکی زیرت پهن نمی کنی؟ می گفت می خوام بدنم به سختی قبر عادت کند»

01':45''

656

0

/Play/231092/شهید-سید-محمد-رضا-دستوریان

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «علی کشاورز یک جوان خوش استعداد و درس خوان و بچه هیاتی بود. وقتی بعد از مجلس نشسته بودند، هرکسی یه حاجتی از خدا می خواست. علی هم از خدا خواست که یک شب جمعه مثل مادر سادات از دنیا برود....»

03':12''

70

0

/Play/231091/خرج-کردن-جوانی-در-عشق-حضرت-زهرا

داستانی عبرت انگیز از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «دختر کوچکی داشتیم که کار بدی کرده بود. خواستم تنبیهش کنم چند مدتی بهش محل نگذاشتم. یه وقت از پسرم آب خواستم دیدم دخترم بدو بدو رفت آب آورد. سرشو گذاشت روی پاهام ...»

01':50''

31

1

0

/Play/231090/مگه-من-چند-تا-بابا-دارم؟

داستانی آموزنده از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «علی گندابی یک لاتی بود که به واسطه احترام به روضه امام حسین علیه السلام توفیق توبه پیدا می کند ...»

09':13''

230

0

/Play/230720/علی-گندابی

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «یخ فروشی بود که داد می زد به داد کسی برسید که سرمایه اش دارد آب می شود»

00':16''

121

0

/Play/230719/سرمایه-یک-یخ-فروش

داستانی آموزنده از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «یک خان وقتی مژده تولد پسرش را دادند، گفت اسمش را می گذارم جهانگیر. وقتی این جهانگیر خان قشقایی بزرگ شد در بازار اصفهان خواست تارش را کوک کند و آدرس یک استاد موسیقی را می پرسید. پیرمردی به او گفت کی می خواهی تار دل خودت را کوک کنی»

06':29''

50

0

/Play/230718/جهانگیر-خان-قشقایی

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «یک جانباز شیمیایی که تمام صورتش تاول زده بود می گفت من نگران خودم نیستم. صدا زد فاطمه جون بیا. دختری پنج ساله با چادر زیبا آمد ولی دستان و صورتش تاول زده بود. گفت نگران این دخترم هستم که از من به او هم سرایت کرده»

01':27''

204

0

/Play/230717/دغدغه-یک-جانباز-شیمیایی

داستانی آموزنده از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «جوانی مسلمان که اسمش هادی بود با یک جوان مسیحی دوست بود. نزدیک شب قدر هادی گفت ما هر شب قدر هر سال می رویم فم به مسجد جمکران. اگر دوست داری تو هم بیا. وقتی آن جوان مسیحی وارد مسجد جمکران شد ...»

02':17''

80

1

0

/Play/230715/می-خواهم-مسلمان-بشوم!!!

داستانی زیبا از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در جلسه بودند که شخصی خواست غیبت کند. فورا بلند شدند و رنگشان متغیر شد و گفتند تا چهل روز مرا به زحمت انداختید»

00':25''

45

0

/Play/230714/بوی-غیبت

داستانی شنیدنی از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «پشت بعضی ماشین ها جملات قشنگی نوشته می شود مثلا این جمله خیلی زیبا بود: ای کاش زندگی هم دنده عقب داشت»

00':13''

45

0

/Play/230713/دنده-عقب-زندگی

داستانی زیبا از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «طلبه ای بود که روز اول زندگی مشترک، مهمان برایش آمده بود و هیچ چیز در خانه نداشت. به بالای پشت بام می رود و با خدا مناجات می کند در همان لحظه ...»

02':57''

30

0

/Play/230711/آبگوشت-با-چاشنی-اشک

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «حضرت زهرا سلام الله علیها در همان شب عروسی خود، لباس تازه را به فقیر انفاق کرد. به رسول خدا (ص) عرض کرد از شما یاد گرفتم که آنچه را می پسندید همان را انفاق کنید»

02':43''

55

1

0

/Play/230710/انفاق-در-شب-عروسی

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «آقازاده آیت الله شیخ جواد انصاری همدانی نقل می کردند که یک نفر از محترمان و متشخصان بزرگ را آوردیم محضر پدر تا دستور العمل اخلاقی و سلوکی بدهند ولی تا چند جلسه چیزی به ایشان نگفتند. برای اینکه ...»

01':32''

30

0

/Play/230709/اول-شریعتت-را-درست-کن

داستانی زیبا از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «جوانی کنار خانه خدا، با خدا راز و نیاز می کرد. حضرت امیرالمونین علیه السلام آن جوان را دید و گفت می توانم مشکلت را حل کنم. مشکلت چیست؟ جوان می گوید مشکلم را فقط به خدا می گویم. ولی حضرت فرمود خداوند به دلم الهام کرده می توانم حاجتت را براورده کنم...»

06':53''

215

2

0

/Play/230708/کرامت-علی-علیه-السلام

داستانی آموزنده از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «خانم گوهرشاد وقتی برای بازدید از مسجد آمده بود، یکی از کارگران تا او را دید عاشق او شد. خانم گوهرشاد گفت اگر چهل شب در این مسجد نماز شب بخوانی حاضرم باتو ازدواج کنم»

01':43''

80

0

/Play/230707/عاشق-گوهرشاد

داستانی شنیدنی از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «رییس یک قبیله قبل از جنگ، یاد یک جمله رسول الله (ص) افتاد که قبل از هر کاری فکر بکن. با این جمله جلوی کشت و کشتار عظیمی گرفته شد»

01':33''

55

0

/Play/230706/تفکر-قبل-از-هر-عمل

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «شاگرد یک نانوایی فانتزی بود که به عشق زیارت امام کربلا، تمام پولهایش را جمع می کرد ولی چون سرپرست خانواده اش بود، نمی شد...»

01':10''

166

0

/Play/230705/شاگرد-پول-دوست

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام «سید حسین مومنی»؛ «علی بن مهزیار نوزده بار به حج رفت به عشق دیدن امام زمان(عج) ولی او را ندید. بار بیستم تصمیم گرفت که نرود ولی پیکی آمد و مژده داد که در این سفر به تشرف حضرت خواهی رسید...»

01':28''

160

1

0

/Play/230630/علی-بن-مهزیار!-چرا-دیر-آمدی؟

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومن» : «آیه آخر سوره آل عمران یه راه فلاح و رستگاری را ترسیم کرده : اصبروا و صابرو و رابطوا و اتقوا الله خیر دنیا و آخرت و آرامش در همین چهار عمل است»

06':07''

10

1

0

/Play/227610/آیه-آخر-سوره-آل-عمران-راه-فلاح-را-ترسیم-کرده

داستانی شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومن» : «ماه رمضانی به لندن و چند جای دیگری دعوت شده بودم ولی مادر شهیدی بهم زنگ زد و گفت اگر ممکنه منزل ما مراسم هست این ماه به منزل ما بیایید. من مردد شدم ...»

02':05''

0

0

/Play/227609/معامله-با-شهید

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومن» : «حضرت زهراء سلام الله علیها با حضرت علی علیه السلام با هم مفاخره می کردند حضرت علی از افتخارات خود می گفت و حضرت زهراء سلام الله علیها هم از افتخارات خود تا اینکه کار به جایی رسید که ...»

04':06''

0

0

/Play/227608/حدیث-مفاخره

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومن» : «ابن سیرین جوانی بود زیبا که در پارچه فروشی کار می کرد یکی از زنان دلبسته او شد و با بهانه ای ...»

01':17''

0

0

/Play/227529/نجاست-ظاهری-ولی-عطر-باطنی

حکایتی آموزنده از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومن» : «شیخ عابدی از شهری رد می شد به خدای متعال گفت خدایا در این شهر به من عبرتی نشان بده. کمی بعد دید بچه ای در خانه را می زند و مادرش را صدا می زند ولی مادرش به خانه راه نمی دهد...»

05':02''

0

0

/Play/227528/محبت-خدا-کجا-و-محبت-مادر-کجا؟

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومن» : «رسول خدا(ص) وقتی فهمید کسی که هر روز شکمبه گوسفند به سر مبارکشان می ریزد مریض شده با اصحابشان به عیادتش رفتند و ...»

00':49''

0

0

/Play/227527/رخمت-واسعه-رسول-خدا(ص)

داستانی شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومن» : «شخصی می گفت در عمرم به جمکران نرفته بودم. از کنار ترمینال جنوب که رد شدم پیرمرد و پیر زنی را دیدم که می خواستند آنها را به جمکران ببرم. قبول کردم و در راه ...»

03':11''

0

0

/Play/227526/خدایا-چقدر-لطف-داشتی-ولی-من-نفهمیدم؟

حکایتی شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومن» : «در قیامت وقتی نامه اعمال را به دست چپ گنه کار می دهند، می گوید بسم الله الرحمن الرحیم وقتی باز می کند می بیند کاملا سفید است»

00':37''

0

0

/Play/227525/اثر-بسم-الله-در-قیامت

حکایتی جانسوز از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی» : «وقتی حضرت معصومه سلام الله علیها وارد قم شدند خیلی با اکرام و احترام به استقبال حضرت آمدند. حتی خانه های اطراف منزل همه سادات بودند تا رعایت ادب و حرمت را کرده باشند ولی...»

02':44''

0

0

/Play/227524/احترام-قمی-ها-به-حضرت-معصومه-(س)

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومن» : «یکی از خدام حرم حضرت معصومه(سلام الله علیها) نقل می کند در سال پنجاه شبی داشتیم درب حرم را می بستیم که یکی از زائر ها آمد و گفت پانصد تومان نذر کردم داخل حرم بیندازم. ولی خادم آن پول را در جیبش گذاشت ...»

04':35''

0

0

/Play/227523/تو-گوش-خادم-من-می-زنی؟

داستانی شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی»؛ «یکی از دوستان نقل می کرد یک ساعت در کنار خیابان در هوای گرم ایستاده بودم برای یک لیتر بنزین. ولی کسی نگه نمی داشت. تا اینکه مجبور شدم بچه شیرخواره ام را ...»

01':04''

5

0

/Play/226963/به-یاد-علی-اصغر(علیه-السلام)

حکایتی شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی»؛ «یکی از خدام حرم امیرالمومنین می گوید امیرالمومنین در عالم رویا فرمود فردا جنازه ای را می آورند در حرم دفن کنند ولی تحویل نگیرید ولی...»

00':50''

10

0

/Play/226962/عاقبت-به-خیر-شدن-یک-فاسق

حکایتی شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی»؛ «حواشی آیت الله العظمی مرعشی نجفی در خواص بعضی سور که پیر مردی می خواست آن قرآن کهنه را در حرم بگذارد. درمان بسیاری از درد ها در قرآن است»

02':31''

220

0

/Play/226961/قرآن،-درمان-دردهاست

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی»؛ «یکی از طلبه های صالح برای براورده شدن حاجتش با پای پیاده از نجف عازم کربلا می شد. تمام آداب را مراعات می کرد. چند ماه این کار را انجام می داد ولی ...»

05':20''

0

0

/Play/226960/یا-اباالفضل!-وقت-ندارم،-شفای-بچه-ام-را-بده

حکایتی شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی»؛ «شخصی آمد محضر رسول خدا(ص) و عرض کرد می خواهم در بهشت همنشین شما باشم. حضرت فرمود هر حرفی که از دلت می گذرد به عقلت رجوع کن. »

01':51''

0

0

/Play/226959/رجوع-به-عقل

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی»؛ «زهیر موقعی که به خیمه امام حسین(ع) می رفت قلبش آکنده از محبت دنیا بود ولی وقتی از خیمه امام حسین(علیه السلام) بر می گشت، می گفت اگر دنیا ابدی بود باز هم حاضر بودم در راه امام حسین(علیه السلام) فدا بشم»

01':25''

0

0

/Play/226958/زهیر-و-عشق-به-شهادت

حکایتی شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی» :«حضرت عبدالعظیم حسنی سه امام معصوم را درک کرده بود وقتی محضر امام هادی علیه السلام مشرف شدند عرض کردند آقا جان آمده ام دینم را عرضه کنم...»

01':24''

0

0

/Play/226957/عرضه-دین-به-امام-زمان

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی»؛ «به یکی از دوستانی که واعظ و روضه خوان محترمی است گفتم در کربلا و حرم آقا ابالفضل العباس این شعر را از طرف من هم بخوان: مزارت عشق را بیتاب کرده، فلک را بنده سرداب کرده...»

05':23''

0

0

/Play/226956/مزارت-عشق-را-بیتاب-کرده

حکایتی جانسوز از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی»؛ «مردی که در بیمارستان بچه شیرخوارش را به اورژانس آورده بود ولی دکتر گفت متاسفم از دنیا رفت و مرد نمی دانست این خبر را چگونه به مادرش بگوید. من با شنیدن این خبر بیچاره شدم و فقط می گفتم حسین حسین فدای علی اصغرت...»

06':24''

140

0

/Play/226955/بگذارید-علی-اصغرم-شش-ماهه-بشود

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی»؛ «محمد و ابراهیم، آقازاده های جناب مسلم بن عقیل هستند. مسلم قبل از شهادتش، فرزندانش را به شریح قاضی سپرد که به امام حسین(ع) تحویل دهد. بعد از واقعه کربلا وقتی طفلان مسلم از قافله جا ماندند، یک انسان خبیث آنها را اسیر کرد و یک سال در زندان بودند»

10':38''

20

1

0

/Play/226954/محمد-و-ابراهیم-فرزندان-مسلم-بن-عقیل

حکایتی جانسوز از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی» :«در خرابه شام وقتی طبقی از غذا نزد حضرت زینب کبری(س) آوردند، گفتند که صدقه بر سادات حرام است. ططرف گفت این نذر است. وقتی در مدینه بودم، فلج بودم پدرم به خانه امام علی(ع) آمد و به آنها متوسل شد. در آن خانه پسری بود بنام حسین(ع) که با نگاه او ...»

05':09''

0

0

/Play/225737/زینب-من-اینقدر-پیر-نبود

موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی» :«شخصی در کرمان بعد از مراسم سخنرانی جلوی من را گرفت و گفت دیشب از کنار مسجد رد می شدم ولی به احترام روضه ایستادم و گوش کردم ولی نتوانستم وارد شوم ولی امروز غسل توبه کردم و آمدم. آیا من را هم قبول می کنند؟»

00':54''

125

2

0

/Play/225732/چون-مست-بودم-وارد-روضه-نشدم

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی» :«چطور شد که موسی درخواست دیدن خداوند متعال را کرد ولی جواب لن ترانی آمد. ولی امیرالمومنین(ع) فرمود: خدایی را که نبینم عبادت نمیکنم. ادب حر زمینه هدایتش شد و دلش را روشن کرد و عاقبت بخیر شد»

02':48''

0

0

/Play/225731/خدایی-که-نبینم،-عبادت-نمی-کنم

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی» :«شخصی نقل می کرد در جاده قدیم اصفهان یک امام زاده ای هست به نام عبدالله که خیلی مجرب است. سیدی کنار خیابان دست تکان داد و سوار شد و نامه ای به ما داد که به آیت الله العظمی مرعشی نجفی بدهم ولی شیطان وسوسم کرد ...»

01':44''

0

0

/Play/225730/مومن،-در-امانت-خیانت-نکن

حکایتی آموزنده و موعظه ای شنیدنی از حجت الاسلام و المسلمین «سید حسین مومنی» :«وقتی وارد یک مجلس عروسی شدم دیدم کسی از رو نمی رود و آهنگ رو همچنان پخش می کنند. من اجازه خواستم به کنار سفره عقد برم و به عروس و داماد یک داستان بگم. چرا فاطمه زهراء(س) بعد از عروسی گریه کردند؟ چرا در همان شب عروسی به یاد مرگ و خانه قبر افتادند؟»

05':08''

0

1

0

/Play/225729/شروع-زندگی-با-گناه،-خیر-ندارد